محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2317
تاريخ الطبرى ( فارسي )
به خانهء عثمان آمد ، زيد بن ثابت و طلحة بن عبيد الله و حسن و كعب بن مالك و همه ياران عثمان كه آنجا بودند پيش وى آمدند ، چند كودك و چند زن نيز به محل جنازه ها آمدند ، عثمان را بيرون بردند كه مروان بر او نماز كرد آنگاه به بقيع بردند و در مجاورت حش كوكب دفن كردند ، صبحگاهان غلامان عثمان را كه با وى كشته شده بودند بياوردند و چون بديدندشان نگذاشتند دفنشان كنند . جنازه ها را به حش كوكب بردند و چون شب شد دو تن از آنها را بياوردند و پهلوى عثمان دفن كردند و با هر كدامشان پنج تن و از جمله يك زن ، فاطمه مادر ابراهيم بن عدى همراه بود . آنگاه باز گشتند و پيش كنانة بن بشر رفتند و گفتند : « تو از همهء اين قوم بما نزديكترى بگو اين دو جثه را كه در خانه است برون بيارند » گويد : بشر با آن گروه سخن كرد اما نپذيرفتند . گفت : « من ، فقط خاندان عثمان را از مصريان و پيوستگانشان پناه دادهام دو جثه را بيرون بياريد و بيفكنيد » پس پاى آنها را كشيدند و روى سنگ قبرش انداختند كه سگان آن را بخورد . آن دو غلام كه در حادثه خانه عثمان كشته شدند ، نجيح و صبيح نام داشتند و بسبب حرمت و همتشان ، نامشان از عنوان بردگى رايجتر بود ، نام سومى را كس به ياد نداشت . عثمان را غسل ندادند لباس خون آلودش كفنش بود ، دو غلامش را نيز غسل ندادند . شعبى گويد : عثمان رضى الله عنه را شبانگاه دفن كردند و مروان بن حكم بر او نماز كرد ، دخترش با نايله دختر قرافصه از دنبال او مىگريستند . سخن از وقت كشته شدن عثمان در اين باب اختلاف كردهاند ، اتفاق هست كه در ماه ذى حجه بود . بعضىها گفتهاند ، هيجده روز از ذى حجه رفته به سال سى و ششم هجرت بود . اما بيشتر